THE GOD IS DEATH

کلن حالم بد است ! خرابم !

می دانید ؟

مشاجره بین خیر و شر در مغزم بالا گرفته ، بزودی جنگ در خواهد گرفت .

....... نبرد آخرین زمان من !

من نماینده شر می شوم و روح پلید را غسل تعمید می دهم و به همه چیز اعتراف می کنم . می دانم که اینگونه بخشوده خواهم بود !

کتابهای آسمانی بر سر نیزه ها بلند شدند و می بینم نه در اسلامم بخششی هست نه به مسیحیت ملکوتی . یهود دو رود سرخ خروشان را نشانه می دهد و ودا و بودا با چشمانی بسته بندگی می کنند .

عقده های فرو خفته سالهای دورم در جدال با اصالت انسان برآمده اند .

شب فرا رسیده و پلیدی بیدار است .

آن چیز که لشکر صلح را می تواند صف آرایی کند همان ایمان من است . باید ایمانم را پیدا کنم .

همینجاها بود.....(دقیقن پشت تابلو سبحان الله )

پیشتر از این سایه ام گفته بود که سه راه بیشتر نمانده پیش از این نبرد دهشتناک ؛

١- در سلول انفرادی بی هیچ کس

٢-تختی در تیمارستان

٣- اعدام در ملع عام

 

بیچاره من که هر سه راه سایه ام فقط حذف من بوده !

ایمانم نیست . هرچه می گردم نیست . انگار اصلن نبوده .

ولی سیگارم هست !

آهان پیدایش کردم . ذره ای از ایمانم .

ایمانم را می پزم آتش خرش زیاد است .

در این سیگار جا نمی شود ! می شود ؟

این راه من است .

راه من راه من است و در آن واژه هایی همچون ؛

آزادی ، سعادت ، خوشبختی ، کمال ، انسانیت ، واقعیت ندارند .

اینها از همان اول هم واقعیت نداشتند.

هر چه هست راه آزادیست . راه سعادت است . راه انسانیت است .

بودن در این راه است که آزادی یا سعادت را رقم می زند .

این راه راه من است با همه هزینه هایش . بخدا !

اهدنالصراطالمستقیم

صراط الذین ...

نه راه آنانکه می دانندگناهکارند و خود را آمرزیده می دانند !

این همه دین و دیانت و این همه مکتب و متفکر ، انسان از روز نخستینش هم هرزه تر و مادر قحبه تر شده . ههه !

دارم کائنات را زیبایی شناسی می کنم!

 

ادامه دارد ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط محسن حسین نیا نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت